۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «پند» ثبت شده است

انفاق

شخصی از پروردگار درخواست نمود به او بهشت و جهنم را نشان دهد خداوند پذیرفت و او را وارد اتاقی نمود که مردم در اطراف یک دیگ بزرگ غذا نشسته بودند. همه گرسنه و نا امید و در عذاب بودند. هر کدام قاشقی داشتند که به دیگ میرسید ولی دسته قاشقها بلند تر از بازوی آنها بود بطوریکه نمی توانستند قاشق را به دهانشان برسانند، عذاب آنها وحشتناک بود. آنگاه خداوند به او گفت اینک بهشت را به تو نشان میدهم، او به اتاق دیگری که درست مانند اتاق اولی بود وارد شد. دیگ غذا، جمعی از مردم و همان قاشق های دسته بلند. ولی در آنجا همه شاد و سیر بودند. آن مرد گفت: نمی فهمم چرا مردم در اینجا شادند در حالیکه شرایط با اتاق بغلی یکسان است؟ خداوند تبسمی کرد و گفت: خیلی ساده است، در اینجا آنها یاد گرفته اند که یکدیگر را تغذیه کنند. هر کسی با قاشقش غذا دهان دیگری میگذارد چون ایمان دارد کسی هست غذا در دهانش بگذارد.

  • علی
  • يكشنبه ۶ اسفند ۹۶

حکایت حال مرد عرب

عربی را پرسیدند که چونی؟

گفت : "نه چنانکه خدای تعالی خواهد و نه چنانکه شیطان خواهد و نه آنگونه که خود خواهم."
گفتند چگونه ؟
گفت : "زیرا خدای تعالی خواهد که من عابدی باشم و چنان نیم و شیطانم کافری خواهد و آن چنان نیم و خود خواهم که شاد و صاحب روزی و توانگر باشم و چنان نیز نیستم ."

عبید زاکانی

  • علی
  • دوشنبه ۲۳ بهمن ۹۶

داستان کوتاه پند سقراط

روزی سقراط حکیم معروف یونانی مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثراست، علت ناراحتیش را پرسید ، پاسخ داد :" در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم، سلام کردم جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذشت و رفت و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم."

سقراط گفت :"چرا رنجیدی؟"

مرد با تعجب گفت :" خب معلوم است چنین رفتاری ناراحت کننده است."

  • علی
  • جمعه ۲۰ بهمن ۹۶

درس گرفتن از اشتباهات

عجیب ترین معلم دنیا بود، امتحاناتش عجیب تر.امتحاناتی که هر هفته می گرفت و هر کسی باید برگه ی خودش را تصحیح می کرد...آن هم نه در کلاس، درخانه...دور از چشم همه.اولین باری که برگه ی امتحان خودم را تصحیح کردم سه غلط داشتم،نمی دانم ترس بود یا عذاب وجدان، هر چه بود نگذاشت اشتباهاتم را نادیده بگیرم و به خودم بیست بدهم.

  • علی
  • چهارشنبه ۱۸ بهمن ۹۶

پندهای اخلاقی حضرت علی (ع)-بخش دوم

امام علی (ع) در بخش دیگری از نامه خود خطاب به حارث همدانی می فرمایند: 

بدان برترین مؤمنان کسانى هستند که خود و خانواده و اموالشان را تقدیم (به پروردگار و جلب رضاى او) مى کنند (آنها از همه در این راه پیشگام ترند) هرچه از کارهاى خیر را از پیش بفرستى براى تو ذخیره خواهد شد و آنچه (از مال و ثروت) باقى بگذارى خیرش براى دیگران خواهد بود (و حسابش بر تو) از همنشینى با کسى که فکرش ضعیف و عملش زشت است بپرهیز، زیرا معیار سنجش شخصیت هر کس، یارانش هستند. در شهرهاى بزرگ مسکن گزین، زیرا آنجا مرکز اجتماع مسلمانان است و از اماکن غفلت زا و خشونت و جاهایى که یاران مطیع خدا در آن کم اند بپرهیز و فکرت را به چیزى مشغول دار که به تو مربوط است. از نشستن در دکه هاى بازارها اجتناب کن چون آنجا محل حضور شیطان و معرض فتنه هاست. بیشتر به افراد پایین تر از خود نگاه کن، زیرا این کار درهاى شکر را بر روى تو مى گشاید. روز جمعه پیش از آنکه در نماز جمعه حاضر شوى مسافرت مکن مگر براى جهاد در راه خدا یا در کارى که به راستى معذور هستى.

نهج البلاغه نامه 69

برگرفته شده از وبگاه اهل البیت


بخش اول نامه 

  • علی
  • جمعه ۱۳ بهمن ۹۶
اجق وجق به معنی عجیب و غریب یا رنگ و وارنگ و بی ترکیب می باشد.
مطالب وبلاگ شامل جوک، شعر کوتاه ،داستان کوتاه، متن های عاشقانه و زیبا است.امیدواریم از بودن در این وبلاگ لذت ببرید.
دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
کانال ریزمیز telegram
Designed By Erfan template no. 54