۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «متن کوتاه» ثبت شده است

حکایت مصیبت

بازرگانی را هزار دینار خسارت افتاد .

 پسر را گفت نباید که این سخن با کسی در میان نهی.

 گفت: ای پدر فرمان تراست، نگویم و لیکن خواهم مرا بر فایده این مطلع گردانی که مصلحت در نهان داشتن چیست؟

 گفت: تا مصیبت دو نشود، یکی نقصان مایه و دیگری شماتت همسایه.

برگرفته شده از وبگاه بیتوته

  • علی
  • جمعه ۲۰ بهمن ۹۶

خانه های قدیمی را دوست دارم...

در خانه قدیمی

خانه های قدیمی را دوست دارم چونکه...
چایی همیشه دم بود، روی سماور توی قوری...

در خانه همیشه باز بود، مهمانی ها دلیل و برهان نمی خواست. 

غذاها ساده و خانگی بود،بویش نیازی به هود نداشت،عطرش تا هفت خانه می رفت.
کسی نان خشکه نداشت، نان برکت سفره بود.

مهمانِ ناخوانده، آب خورشت را زیاد می کرد.
بوی شب بو ها و خاک نم خورده حیاط غوغا میکرد.
خبری از پرده های ضخیم و مجلسی نبود، نور خورشید سهمی از خانه های قدیم بود!
دلخوری ها مشاوره نمی خواست، دوستی ها حساب و کتاب نداشت...
سلام ها اینقدر معنا نداشت!

  • علی
  • پنجشنبه ۱۹ بهمن ۹۶
اجق وجق به معنی عجیب و غریب یا رنگ و وارنگ و بی ترکیب می باشد.
مطالب وبلاگ شامل جوک، شعر کوتاه ،داستان کوتاه، متن های عاشقانه و زیبا است.امیدواریم از بودن در این وبلاگ لذت ببرید.
دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
کانال ریزمیز telegram
Designed By Erfan template no. 54