۳۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «متن قشنگ» ثبت شده است

ما آمده ایم که با حضورمان، جهان را دگرگون کنیم

ما آمده ایم که با حضورمان، جهان را دگرگون کنیم،نیامده ایم تا پس از مرگمان بگویند: از کرم خاکی هم بی آزارتر بود و از گاو مظلومتر، ما باید وجودمان و نفس کشیدنمان و راه رفتنمان و نگاه کردنمان و لبخند زدنمان هم مانند تیغ به چشم و گلوی بدکاران و ستمگران برود...ما نیامده ایم فقط به خاطر آنکه همچون گوسفندی زندگی کرده باشیم که پس از مرگمان، گرگ و چوپان و سگ گله، هر سه ستایشمان کنند...

نادر ابراهیمی

  • علی
  • سه شنبه ۱۷ بهمن ۹۶

حکایت بهلول و بهشت

دختر بهشت

هر وقت دلش می گرفت به کنار رودخانه می آمد. در ساحل می نشست و به آب نگاه می کرد. پاکی و طراوت آب، غصه هایش را می شست. اگر بیکار بود همانجا می نشست و مثل بچه ها گِل بازی می کرد. آن روز هم داشت با گِل های کنار رودخانه، خانه می ساخت. جلوی خانه باغچه ایی درست کرد و توی باغچه چند ساقه علف و گُل صحرایی گذاشت.

 ناگهان صدای پایی شنید برگشت و نگاه کرد. زبیده خاتون (همسر خلیفه) با یکی از خدمتکارانش به طرف او آمد. به کارش ادامه داد. همسر خلیفه بالای سرش ایستاد و گفت:

+"بهلول، چه می سازی؟"

بهلول با لحنی جدی گفت:

-"بهشت می سازم."

 همسر هارون که می دانست بهلول شوخی می کند، گفت:

-"آن را می فروشی؟"

  • علی
  • سه شنبه ۱۷ بهمن ۹۶

قضاوت

شازده کوچولو

تمام سوء تفاهمات ناشی از زبان است، تو می‌بایست درباره افراد از روی اعمالشان قضاوت کنی، نه از روی گفته‌هایشان، همیشه محاکمه خود، از محاکمه دیگران سخت‌تر است.
تو اگر توانستی درباره خودت خوب قضاوت کنی، قاضی واقعی هستی.

شازده کوچولو
اثر آنتوان دو سنت اگزوپری

  • علی
  • دوشنبه ۱۶ بهمن ۹۶

پاکت سیگار...

پسر سیگاری

درست مثل اولین پاکت سیگاری
که خریدم، میمانی!
همانقدر عجیب،
همانقدر دلهره اور،
همانقدر دلچسب
همانقدر …
اشتباه !!

  • علی
  • شنبه ۱۴ بهمن ۹۶

جویای فرزانگی

مردی جویای فرزانگی تصمیم گرفت به کوه ها برود زیرا به او گفته بودند که هر دو سال یک بار خداوند آنجا ظاهر می شود.
طی اولین سال در آنجا از هر آنچه که زمین به او داد تغذیه کرد. عاقبت دیگر چیزی برای خوردن پیدا نکرد و مجبور شد به شهر باز گردد.او گله کنان گفت: "خدا عادل نیست! نمی دانست که یکسال تمام منتظر شنیدن صدای او بودم؟ من از شدت گرسنگی مجبور شدم به شهر بازگردم."
در همان لحظه فرشته ای ظاهر شد: "خداوند خیلی دوست داشت که با تو صحبت کند. یکسال تمام روزی تو را داد و امیدوار بود که بعد از تمام شدن آن خودت دست به کار مهیا ساختن رزق خود شوی. اما چه چیزی کاشتی؟ اگر یک انسان نتواند در جایی که زندگی می کند میوه ای پرورش دهد هنوز آماده ی گفت و گو با خداوند نیست."

پائولو کوئلیو

  • علی
  • جمعه ۱۳ بهمن ۹۶

نیکی و مدارا با مردم

امام علی (ع) درباره نیکی و مدارا با مردم در نامه 18 خود خطاب به عبدالله بن عباس عامل ایشان در بصره می نویسند :

بدان بصره محل نزول ابلیس و کشتزار فتنه هاست، به همین دلیل با اهل آن به نیکى رفتار کن و گره ترس و وحشت را از دل هاى آنها بگشا (تا آتش فتنه خاموش شود و آنها احساس امنیت کنند) بدرفتارى تو با طائفه بنى تمیم و خشونت تو به آنها را به من گزارش داده اند (ولى بدان آنها فضایلى دارند از جمله اینکه) طائفه بنى تمیم کسانى هستند که هرگاه رییس نیرومندى از آنها غایب گردد (و از دنیا برود) مرد نیرومند دیگرى در میان آنها ظاهر مى شود، نه در عصر جاهلیّت و نه در عصر اسلام کسى در نبرد بر آنان پیشى نمى گرفت. (علاوه بر این) آنها با ما پیوند خویشاوندى نزدیک و قرابت خاص دارند که ما نزد خداوند به وسیله صله رحم به آنها مأجور خواهیم بود و با قطع آن مؤاخذه خواهیم شد، بنابراین اى ابوالعباس، خدا تو را رحمت کند خویشتن دار باش و مدارا کن در آنچه بر زبان و دست تو از خیر و شر جارى مى شود، چرا که هر دو در این امور شریک هستیم و سعى کن که حسن ظن من به تو پایدار بماند و نظرم درباره (شایستگى هاى تو براى امر حکومت) دگرگون نشود والسلام.

برگرفته شده از وبگاه اهل البیت

  • علی
  • چهارشنبه ۱۱ بهمن ۹۶

ذهن پرقدرت ترین سلاح آدمیست

یک زندانی در آمریکا از زندان می‌گریزد؛ به ایستگاه راه آهن می رود و سوار یک واگن باری می شود...

درِ واگن به صورت خودکار بسته می شود و قطار به راه می افتد ....

او متوجه می شود که سوار فریزر قطار شده است، روی تکه کاغذی می نویسد :
"این مجازات رفتار های بد من است که باید منجمد شوم!"

وقتی قطار به ایستگاه می رسد، مامورین با جسد او روبرو می شوند، در حالی که فریزر قطار خاموش بوده است!

«ذهن پرقدرت ترین سلاحی است که انسان در اختیار دارد، هر آنچه را که میگوییم، شلیکی است که میتواند در دم کشنده باشد»

کاترین پاندر

  • علی
  • يكشنبه ۸ بهمن ۹۶

آنچه برای خود می پسندی...

امام علی (ع) در بخشی از نامه خود به امام حسن (ع) (نامه 31 نهج البلاغه) می فرمایند:

پسرم! خویشتن را معیار و مقیاس قضاوت میان خود و دیگران قرار ده. براى دیگران چیزى را دوست دار که براى خود دوست مى دارى و براى آنها نپسند آنچه را براى خود نمى پسندى. به دیگران ستم نکن همان گونه که دوست ندارى به تو ستم شود. به دیگران نیکى کن چنان که دوست دارى به تو نیکى شود. آنچه را براى دیگران قبیح مى شمرى براى خودت نیز زشت شمار. و براى مردم راضى شو به آنچه براى خود از سوى آنان راضى مى شوى. آنچه را که نمى دانى مگو، اگر چه آنچه مى دانى اندک باشد، و آنچه را دوست ندارى درباره تو بگویند، درباره دیگران مگو. (پسرم!) بدان که خودپسندى و غرور، ضد راستى و درست اندیشى و آفت عقل هاست، پس براى تأمین زندگى نهایت تلاش و کوششت را داشته باش (و از آنچه به دست مى آورى در راه خدا انفاق کن و) انباردار دیگران مباش. هرگاه (به لطف الهى) به راه راست هدایت یافتى (شکر پروردگار را فراموش مکن و) در برابر پروردگار خود کاملا خاضع و خاشع باش. 

  • علی
  • شنبه ۷ بهمن ۹۶

بودنِ بعضی از آدما، تازه از نبودنشون شروع میشه.

گفتم :" بالاخره که فراموشش میکنی. اینجوری نمی مونه"...

نفس عمیقی کشید و گفت :یادِ بعضی آدما هیچوقت تمومی نداره؛با اینکه نیستن، با اینکه رفتن، ولی هیچ وقت خاطره شون تموم نمیشه.

گفتم : ولی همین که نیستش، کم کم همه چی تموم میشه.

گفت : بودنِ بعضی از آدما، تازه از نبودنشون شروع میشه.

بابک زمانی

  • علی
  • شنبه ۷ بهمن ۹۶

نامه به کودکی که هرگز زاده نشد

تو دختری یا پسر؟ دلم می خواد دختر باشی و یه روز چیزایی رو که من الان حس می‌کنم حس کنی. مادرم میگه دختر به دنیا اومدن یه بدبختیه بزرگه! و من اصلاً حرفش رو قبول ندارم. می دونم دنیای ما با دست مردا و برای مردا ساخته شده و زورگویی و استبداد تو وجودش ریشه‌های قدیمی داره.

  • علی
  • جمعه ۶ بهمن ۹۶
اجق وجق به معنی عجیب و غریب یا رنگ و وارنگ و بی ترکیب می باشد.
مطالب وبلاگ شامل جوک، شعر کوتاه ،داستان کوتاه، متن های عاشقانه و زیبا است.امیدواریم از بودن در این وبلاگ لذت ببرید.
دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
کانال ریزمیز telegram
Designed By Erfan template no. 54