۴۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «متن» ثبت شده است

امید نان روزانه ی آدمی است

فیلمای اونا: یک نفر یا یک تیم مشغول نجات دنیا...

اونا در واقعیت: حمله به افغانستان،حمله به عراق،تشکیل القاعده،حمایت از عربستان در کشتار یمن و ....

فیلمای ما: ی مشت آدم روانی و معتاد که صب تا شب با هم جر و بحث میکنن، همه جا تیره و تاره همه چیز نابود شده اثری از امید و زندگی دیده نمیشه همه بدبختیم؛ در یک کلام: سیاه نمایی محض...

ما در واقعیت: سرباز ما بخاطر هموطنش،بخاطر همه دنیا در درگیری با قاچاقچیان به شهادت میرسه، سردار سلیمانی و نیروهاش بخاطر ایران،بخاطر همه دنیا کیلومترها دورتر از مرزهای وطن با داعش میجنگه...

الحمدلله تو فضای مجازیم بیکار نیستیم و هی تند تند پشت سر هم خبرای ناامید کننده و دلسرد کننده بین هم رد و بدل میکنیم...تو این شرایط جامعه نیاز به امید داره، نیاز به زندگی داره، آدم افسرده نمیتونه درست فکر کنه،نباید خودمون دست کم بگیریم، مشکلات همیشه بوده همیشه هست همیشه خواهد بود،ولی به فردایی بهتر امیدوار باشیم، فردایی که باید خودمون بسازیم...سعی کنیم به هم امید بدیم نه اینکه امید همدیگر رو تبدیل به ناامیدی کنیم...

اینو به یاد داشته باشیم که : امید نان روزانه ی آدمی است...

  • علی
  • پنجشنبه ۱۰ اسفند ۹۶

برای اینکه مردم در خط نگه‌داشته شوند...

برای اینکه مردم در خط نگه‌داشته شوند، آن‌ها باید گرسنه، نیازمند، بی‌سواد، و خرافی نگه‌داشته شوند.
اگر فرزند بقال باسواد شود، او نه‌تنها به سخنرانی من انتقاد خواهد کرد، بلکه واژه‌های بدیعی را نیز بکار می‌برد که نه شما و نه من نمی‌توانیم آن را بفهمیم … چه اتفاقی می‌افتد اگر کودک علوفه‌فروش باهوش و توانا باشد و کودک من، پسر یک حاجی،تنبل و احمق باشد؟


📚حاجی آقا
✍️صادق هدایت

  • علی
  • پنجشنبه ۱۰ اسفند ۹۶

نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه...

یک روز بعد از ظهر وقتی اسمیت داشت از کار برمیگشت خانه، سر راه زن مسنی را دید که ماشینش خراب شده و ترسان توی برف ایستاده بود .اون زن برای او دست تکان داد تا متوقف شود.اسمیت پیاده شد و خودشو معرفی کرد و گفت:"من اومدم کمکتون کنم." زن گفت:"صدها ماشین از جلوی من رد شدند ولی کسی نایستاد، این واقعا لطف شماست ."

وقتی که او لاستیک رو عوض کرد و درب صندوق عقب رو بست و آماده رفتن شد, زن پرسید:" من چقدر باید بپردازم؟" و او به زن چنین گفت: " شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده ام. و روزی یکنفر هم به من کمک کرد¸همونطور که من به شما کمک کردم. اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی¸باید این کار رو بکنی. نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!"

چند مایل جلوتر زن کافه کوچکی رو دید و رفت تو تا چیزی بخوره و بعد راهشو ادامه بده ولی نتونست بی توجه از لبخند شیرین زن پیشخدمتی بگذره که می بایست هشت ماهه باردار باشه و از خستگی روی پا بند نبود. . او داستان زندگی پیشخدمت رو نمی دانست¸واحتمالا هیچ گاه هم نخواهد فهمید. وقتی که پیشخدمت رفت تا بقیه صد دلار شو بیاره ، زن از در بیرون رفته بود ، درحالیکه بر روی دستمال سفره یادداشتی رو باقی گذاشته بود. وقتی پیشخدمت نوشته زن رو می خوند اشک در چشمانش جمع شده بود.در یادداشت چنین نوشته بود:" شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده ام. و روزی یکنفر هم به من کمک کرد،همونطور که من به شما کمک کردم. اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی،باید این کار رو بکنی. نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!".

همان شب وقتی زن پیشخدمت از سرکار به خونه رفت در حالیکه به اون پول و یادداشت زن فکر میکرد به شوهرش گفت :"دوستت دارم اسمیت همه چیز داره درست میشه "

  • علی
  • پنجشنبه ۱۰ اسفند ۹۶

هیچ‌وقت در زندگی‌تان به‌خاطر احساس‌ترس عقب ننشینید!

ناامید

هیچ‌وقت در زندگی‌تان به‌خاطر احساس‌ترس عقب ننشینید!

اغلب ما این باور را داریم که: مرگ بدترین‌اتفاقی است که ممکن‌است برایمان رخ بدهد اما اینطور نیست. بدترین اتفاق این است که:


در عین زنده بودن از درون بمیرید!

  • علی
  • دوشنبه ۷ اسفند ۹۶

آقای احمدی نژاد!اکنون وقت طلبکاری شما نیست؛ بدهی هایتان را به این مردم پس دهید!

تابناک در سرمقاله خود در واکنش به نامه محمود احمدی نژاد به رهبری می نویسد:

در نامه احمدی نژاد،مانند عموم سخنان وی، دو نکته حق دیده می شود که در ادامه نتیجه گیری ناحق از آن شده است؛نکته اول تفکیک اصل نظام از ساختارها و نهادهای موجود در آن است؛اینکه اعتراضات و نارضایتی مردم نه از نظام اسلامی که از نهادها و ساختارهایی است که به تدریج ناکارآمدی های آنها موجب،نارضایتی مردم در بخش هایی شده است(از جمله دولت هشت ساله محمود احمدی نژاد).

نکته دوم درخواست اصلاح از سوی رهبری انقلاب است؛ اینکه این رهبری است که در شرایط کنونی می تواند سردمدار اصلاحات در نهادها و ساختارهای اداره کشور شود،نیز نکته مهمی است،چرا که در شرایط تکثر قدرت در کشور، نهادهای مختلف تن به اصلاح نمی دهند و هر اصلاحی را کاستن از قدرت خود و به هم خوردن تعادل قدرت در کشور ارزیابی می کنند و عموما به سمت اصلاح نمی روند؛چرا که پیش شرط اولیه هر اصلاحی،پذیرش ضعف و نقصان است که بعید است مدیران نهادهای اصلی کشور،ضعف و نقصان را به راحتی بپذیرند.

  • علی
  • پنجشنبه ۳ اسفند ۹۶

عشق

 دیروز یه جوونکی برای دوستاش اختلاط میکرد وسط حرفاش میگفت من خیلی با یه دختر نمی تونم بمونم یه مدت هستم بعدم ول میکنن میرن، منم میگم بسلامت، بعد میگفت من کلا عاشق شدن بلد نیستم .. لمپن صفت بود، اما هر آدمی ولو لمپن، اگه هیچی رو ندونه عشق رو بلده، ولو سَلباً ، یعنی اگه ندونه عشق چیه، حداقل میدونه عشق چی نیست...
«عشق» فقط خواستن کسی که هست نیست، که اگه ول کرد رفت یا نبود، بگی بسلامت، عشق به چیزی تعلق میگیره که بودنش سلامتی میاره و نبودنش درد و غم .. معشوق اونیه که اگه باشه حالت خوبه و اگه نبود حالت بد ، بودنش منشأ اثره و نبودنش هم منشأ اثر، خودش یه خاصیتی داره و خیال و خاطره ش یه خاصیت، اگه باشه حواست باهاشه و اگه نباشه خیالت باهاش، اونیکه هر وقت کنارته حالت خوبه و وقتی نیست به هیچ جات نیست، هر چی هست معشوق نیست ... خلاصه معشوق اونیه که هم بودش و هم نبودش حال آدمو تغییر میده؛
اگه کسی رو دارید که بودنش واستون یه حالیه و نبودنش هم یه حالی، باید بهتون تبریک گفت چون شما عاشقید.

پرسیدم از طبیبی احوال دوست گفتا
فی بعدها عذاب فی قربها السلامه.

  • علی
  • سه شنبه ۱ اسفند ۹۶

اشتباه

‏ضرب المثل انگلیسی : اشتباه پزشک ، زیرخاک دفن میشود، اشتباه یک مهندس، روی خاک سقوط میکند، اشتباه یک معلم ، روی خاک راه میرود و جهانی را به فنا میکشد ...

  • علی
  • پنجشنبه ۲۶ بهمن ۹۶

جای دنج تمیز و پر نور

دیروقت‌ بود و همه‌ کافه‌ را ترک‌ کرده‌ بودند، جز پیرمرد که‌ در سایه‌ای‌ که‌برگ‌های‌ درخت‌ در زیرِ نورِ چراغ‌ برق‌ ساخته‌ بودند نشسته‌ بود. در طول‌ روزخیابان‌ خاک‌آلود بود ولی‌ در شب‌ شبنم‌ گرد و غبار را فرو می‌نشاند و پیرمرددوست‌ داشت‌ تا دیروقت‌ بنشیند، چون‌ گوشش‌ سنگین‌ بود و حالا در شب‌ که‌همه‌جا آرام‌ بود تفاوت‌ را حس‌ می‌کرد. دو پیش‌خدمت‌ِ کافه‌ می‌دانستند که‌ اوکمی‌ مست‌ است‌ و با این‌که‌ مشتری‌ خوبی‌ بود می‌دانستند که‌ اگر زیاد بنوشدپولی‌ نمی‌پردازد و می‌رود و برای‌ همین‌ مراقبش‌ بودند و نگاهش‌ می‌کردند.یکی‌ از پیش‌خدمت‌ها گفت‌: هفته‌ی‌ پیش‌ می‌خواسته‌ خودش‌ را بُکشد.
ـ برای‌ چی‌؟
ـ ناامید شده‌ بوده‌.
ـ برای‌ چی‌؟
ـ برای‌ هیچی‌.
ـ تو از کجا می‌دانی‌ برای‌ هیچی‌ بوده‌؟
ـ خیلی‌ پول‌ دارد.
آن‌ها پشت‌ یک‌ میز، کنارِ دیوارِ دم‌ِ درِ کافه‌، نشسته‌ بودند و به‌ مهتابی‌ نگاه‌می‌کردند که‌ میزهایش‌ خالی‌ بود، به‌جز جایی‌ که‌ پیرمرد زیر سایه‌ی‌ برگ‌های‌درختی‌ که‌ به‌آرامی‌ در باد تکان‌ می‌خورد نشسته‌ بود. دختر و سربازی‌ ازخیابان‌ گذشتند. نورِ چراغ‌ِ برق‌ خیابان‌ روی‌ شماره‌ی‌ فلزی‌ یقه‌ی‌ سرباز درخشید.دختر کلاهی‌ به‌ سر نداشت‌ و در کنار او تند می‌رفت‌.

  • علی
  • سه شنبه ۲۴ بهمن ۹۶

فردوسی، مهدویان و عدم مطالعه و خِرَدگریزی

مجسمه فردوسی

محمدحسین مهدویان در قیاس کار خود با اثر فردوسی، قصد بدی نداشت ولی چون احاطه‌اش بر موضوع کم است، ندانست چه می‌گوید. وی خود را با فردوسی مقایسه کرد اما از قضا، نه‌ تنها آگاه نیست، بلکه بر ناآگاهی‌اش نیز آگاه نیست.

مهم‌ترین ادعای مهدویان، فاشیستی‌ بودن محتوای شاهنامه است؛ هر چند ربطی به بررسی فیلم وی در این برنامه تلویزیونی نداشت. پیش از توضیح درباره محتوای شاهنامه باید دید فاشیست معنایش چیست و مهدویان چگونه آن را متوجه شده است. مهدویان مثال‌هایی برای یکدلی جامعه گسیخته و از‌ هم‌ پاره عنوان کرد، چون فوتبال، شعارهای ملی و چیزی که اشتراک بین گروهی از افراد را یادآور می‌شود و آنها را دچار هیجان و غلیان روحی می‌کند؛ پدیده‌ای تقریبا جهان‌شمول و عمومی. وی فیلم خود را از این منظر دید و شاهنامه را نیز از این منظر مورد توجه قرار داد. به دیگر سخن نگاه ملی و همبستگی‌افزا را نگاهی فاشیستی در نظر آورد. هر چند آگاهان می‌دانند فاشیست نه ملی‌گرایی، بلکه نشان از مرامی دارد که خود را برتر از دیگران می‌دانند و آماده تهاجم به هر کشوری و هر سرزمینی و دیگری هستند. به دیگر سخن خود را نژاد برتر می‌دانند و دیگران را دارای نژاد پست و حق هر عمل یا خشونتی را، هر چقدر شنیع و خلاف، علیه دیگر مردمان پست برای خود قائل هستند. ناگفته پیداست نه ملی‌گرایی به معنای غربی آن و نه وطن‌دوستی تاریخی و کهن ایرانی چنین معنایی را در خود ندارد.

  • علی
  • دوشنبه ۲۳ بهمن ۹۶

هیچ گنهکارى را نومید مکن...

امیرالمومنین علیه السلام :

"ای فرزند عزیزم!

هیچ گنهکارى را نومید مکن؛ اى بسا کسى که عمرى گناه مى‌کند، اما فرجامش به نیکى ختم مى‌شود."

بحارالأنوار ، ج‏74، ص 239

  • علی
  • يكشنبه ۲۲ بهمن ۹۶
اجق وجق به معنی عجیب و غریب یا رنگ و وارنگ و بی ترکیب می باشد.
مطالب وبلاگ شامل جوک، شعر کوتاه ،داستان کوتاه، متن های عاشقانه و زیبا است.امیدواریم از بودن در این وبلاگ لذت ببرید.
دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
کانال ریزمیز telegram
Designed By Erfan template no. 54