۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «صادق هدایت» ثبت شده است

برای اینکه مردم در خط نگه‌داشته شوند...

برای اینکه مردم در خط نگه‌داشته شوند، آن‌ها باید گرسنه، نیازمند، بی‌سواد، و خرافی نگه‌داشته شوند.
اگر فرزند بقال باسواد شود، او نه‌تنها به سخنرانی من انتقاد خواهد کرد، بلکه واژه‌های بدیعی را نیز بکار می‌برد که نه شما و نه من نمی‌توانیم آن را بفهمیم … چه اتفاقی می‌افتد اگر کودک علوفه‌فروش باهوش و توانا باشد و کودک من، پسر یک حاجی،تنبل و احمق باشد؟


📚حاجی آقا
✍️صادق هدایت

  • علی
  • پنجشنبه ۱۰ اسفند ۹۶

حاجی مراد

حاجی‌مراد، به چابکی، از سکوی دکّان پایین جَست. کمرچینِ[1] قبای بخور خود را تکان داد، کمربند نقره‌اش را سفت کرد، دستی به ریش حنابسته‌ی خود کشید؛ حسن، شاگردش را صدا زد، با هم دکّان را تخته کردند؛ بعد از جیبِ فراخ خود، چهار قران درآورد، داد به حسن، که اظهار تشکّر کرد، و با گام‌های بلند، سوت‌زنان، مابین مردمی که در آمد و شد بودند، ناپدید گردید.
حاجی، عبای زردی که زیر بغلش زده بود، انداخت روی دوشش. به اطراف نگاه کرد و سلانه‌سلانه[2] به راه افتاد. هر قدمی که برمی‌داشت، کفش‌های نوِ او غِزغز صدا می‌کرد. در میان راه، بیش‌ترِ دکّان‌دارها به او سلام و تعارف می‌کردند و می‌گفتند: "حاجی! سلام. حاجی! احوالت چه طور است؟! حاجی! خدمت نمی‌رسیم ... ."

  • علی
  • چهارشنبه ۲ اسفند ۹۶

سگ ولگرد

چند دکان کوچک نانوائی، قصابی، عطاری، دو قهوه‌خانه و یک سلمانی که همهٔ آنها برای سد جوع و رفع احتیاجات خیلی ابتدائی زندگی بود تشکیلِ میدانِ ورامین را میداد. میدان و آدمهایش زیر خورشید قهار، نیم‌سوخته، نیم‌بریان شده، آرزوی اولین نسیم غروب و سایهٔ شب را میکردند. آدمها، دکانها، درختها و جانوران، از کار و جنبش افتاده بودند. هوای گرمی روی سر آنها سنگینی میکرد و گرد و غبار نرمی جلو آسمان لاجوردی موج میزد، که بواسطهٔ آمد و شد اتومبیل‌ها پیوسته به غلظت آن میافزود.

یکطرف میدان درخت چنار کهنی بود که میان تنه‌اش پوک و ریخته بود، ولی با سماجت هرچه تمامتر شاخه‌های کج و کولهٔ نقرسی خود را گسترده بود و زیر سایهٔ برگهای خاک‌آلودش یک سکوی پهن بزرگ زده بودند، که دو پسربچه در آنجا به آواز رسا، شیربرنج و تخمه کدو میفروختند. آب گل‌آلود غلیظی از میان جوی جلو قهوه‌خانه، بزحمت خودش را میکشاند و رد میشد...

  • علی
  • دوشنبه ۳۰ بهمن ۹۶
اجق وجق به معنی عجیب و غریب یا رنگ و وارنگ و بی ترکیب می باشد.
مطالب وبلاگ شامل جوک، شعر کوتاه ،داستان کوتاه، متن های عاشقانه و زیبا است.امیدواریم از بودن در این وبلاگ لذت ببرید.
دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
کانال ریزمیز telegram
Designed By Erfan template no. 54