۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شعرهای قشنگ» ثبت شده است

ای ز دل رفته که دی سوختی از ناز مرا

ای ز دل رفته که دی سوختی از ناز مرا

دارم اندیشه که عاشق نکنی باز مرا

کرده‌ام خوی به هجران چه کنم ناز اگر

عشق طغیان کند و دارد از آن باز مرا

باطل سحر مگر ورد زبانم گردد

که نگهدارد از آن چشم فسون ساز مرا

چشم از آن غمزه اگر دوش نمی‌بستم زود

کار می‌ساخت به یک عشوه ممتاز مرا

چه کمر بسته‌ای ای گل که مگر باز کنی

جیب جان پاره به آن غمزهٔ غماز مرا

چون محالست که ناید ز تو جز بدمهری

مبر از راه به لطف غلط انداز مرا

وصل من با تو همین بس که در آن کو شب تار

کنم افغان و شناسی تو به آواز مرا

لنگر مهرهٔ طاقت مگر ایمن دارد

از سبک دستی آن شعبده پرداز مرا

ای ره محتشم از تو زده لعل تو و گفت

که به یک حرف چنین خام طمع ساز تو را

✍️محتشم

🌐برگرفته شده از وبگاه گنجور

  • علی
  • چهارشنبه ۹ اسفند ۹۶

حکایت پیرمرد و تحسر او بر روزگار جوانی

پیرمرد

شبی در جوانی و طیب نعم

جوانان نشستیم چندی بهم

چو بلبل، سرایان چو گل تازه روی

ز شوخی در افگنده غلغل به کوی

جهاندیده پیری ز ما بر کنار

ز دور فلک لیل مویش نهار

چو فندق دهان از سخن بسته بود

نه چون ما لب از خنده چون پسته بود

جوانی فرا رفت کای پیرمرد

چه در کنج حسرت نشینی به درد؟

  • علی
  • چهارشنبه ۲ اسفند ۹۶

خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت

دختر زیبا

خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت

به قصد جان من زار ناتوان انداخت

نبود نقش دو عالم که رنگ الفت بود

زمانه طرح محبت نه این زمان انداخت

به یک کرشمه که نرگس به خودفروشی کرد

فریب چشم تو صد فتنه در جهان انداخت

شراب خورده و خوی کرده می‌روی به چمن

که آب روی تو آتش در ارغوان انداخت

  • علی
  • سه شنبه ۱ اسفند ۹۶

اگر شعر‌های من زیباست

اگر شعر‌های من زیباست

دلیلش آن است

که تو زیبایی

حالا

هی بیا و بگو

چنین است و چنان است

  • علی
  • سه شنبه ۲۴ بهمن ۹۶

شعر گل پشت و رو ندارد

با رنگ و بویت ای گل، گل رنگ و بو ندارد

با لعلت آب حیوان آبی به جو ندارد

از عشق من به هر سو در شهر گفتگویی است

من عاشق تو هستم این گفتگو ندارد

دارد متاع عفت از چار سو خریدار

بازار خودفروشی این چار سو ندارد

  • علی
  • دوشنبه ۲۳ بهمن ۹۶

شعر من و تو

شهیار قنبری

رُستنی ها کم نیست، من و تو کم بودیم

خشک و پژمرده و تا رویِ زمین خم بودیم

گفتنی ها کم نیست، من و تو کم گفتیم

مثلِ هذیانِ دمِ مرگ، از آغاز چنین در هم و بر هم گفتیم

دیدنی ها کم نیست، من و تو کم دیدیم

  • علی
  • جمعه ۲۰ بهمن ۹۶
اجق وجق به معنی عجیب و غریب یا رنگ و وارنگ و بی ترکیب می باشد.
مطالب وبلاگ شامل جوک، شعر کوتاه ،داستان کوتاه، متن های عاشقانه و زیبا است.امیدواریم از بودن در این وبلاگ لذت ببرید.
دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
کانال ریزمیز telegram
Designed By Erfan template no. 54