۳۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شعر کوتاه» ثبت شده است

شعر می تراود مهتاب

می‌تراود مهتاب

می‌درخشد شبتاب

نیست یک دم شکند خواب به چشم کس و لیک

غم این خفته‌ی چند

خواب در چشم ترم می‌شکند

  • علی
  • پنجشنبه ۵ بهمن ۹۶

کاﺵ ﺗﺎ ﺩﻝ ﻣﯿﮕﺮﻓﺖ ﻭ ﻣﯿﺸﮑﺴﺖ...

کاﺵ ﺗﺎ ﺩﻝ ﻣﯿﮕﺮﻓﺖ ﻭ ﻣﯿﺸﮑﺴﺖ


ﺩﻭﺳﺖ ﻣﯽ ﺁﻣﺪ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﻣﯽ ﻧﺸﺴﺖ


ﮐﺎﺵ ﻣﯿﺸﺪ ﺭﻭﯼ ﻫﺮ ﺭﻧﮕﯿﻦ ﮐﻤﺎﻥ


ﻣﯽ ﻧﻮﺷﺘﻢ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺑﻤﺎﻥ


ﮐﺎﺵ ﻣﯽ ﺷﺪ ﻗﻠﺐ ﻫﺎ ﺁﺑﺎﺩ ﺑﻮﺩ


ﮐﯿﻨﻪ ﻭ ﻏﻢ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺑﺎﺩ ﺑﻮﺩ

  • علی
  • چهارشنبه ۴ بهمن ۹۶

تنها تو می مانی

دل داده ام بر باد، بر هر چه بادا باد
مجنون‌تر از لیلی، شیرین‌تر از فرهاد

ای عشق از آتش، اصل و نسب داری
از تیره‌ی دودی، از دودمان باد 

آب از تو طوفان شد، خاک از تو خاکستر
از بوی تو آتش، در جان باد افتاد

هر قصر بی شیرین، چون بیستون ویران
هر کوه بی فرهاد، کاهی بدست باد

هفتاد پشت ما از نسل غم بودند
ارث پدر ما را، اندوه مادرزاد

از خاک ما در باد، بوی تو می‌آید
تنها تو می‌مانی، ما می‌رویم از یاد

قیصر امین پور

برگفته شده از وبگاه عاشقانه

  • علی
  • يكشنبه ۱ بهمن ۹۶

غربت آن است که با جمعی و جانانت نیست

"غربت آن است که با جمعی و جانانت نیست"


از تو هم با خبر آن سرو خرامانت نیست

خنده بر لب زده ام یک دل پر خون دارم

چه کنم با غم و تشویش که مهمانت نیست

هر که با خود بزند حرف،نه،دیوانه که نیست

با خودت حرف بزن تا مه تابانت نیست

محرمِ راز کسی نیست در این دور و زمان

سایه ای بر سر این بی سر و سامانت نیست

غربت آن است که باشد همه با او و تو نه

دل جامانده ببین باز نگهبانت نیست

سرگشته

سهراب عرب زاده

برگرفته شده از وبگاه شعرنو

  • علی
  • شنبه ۳۰ دی ۹۶

من...

من تمام هستی ام را در نبرد با سرنوشت آتش زدم، کشتم

من بهار عشق را دیدم ولی باور نکردم یک کلام در جزوه هایم هیچ ننوشتم

من ز مقصدها پی مقصودهای پوچ افتادم تا تمام خوب ها رفتند و خوبی ماند در یادم

من به عشق منتظر بودن همه صبر و قرارم رفت

بهارم رفت

عشقم مرد

یادم رفت.

برگرفته از وب گاه عاشقانه ها

  • علی
  • پنجشنبه ۲۸ دی ۹۶

شعر یاد

هرگز فراموشم نخواهد گشت ،

هرگز آن شب که عالم عالم لطف و صفا بود

من بودم و توران و هستی

لذتی داشت وز شوق چشمک می زد و رویش به ما بود

ماه از خلال

ابرهای پاره پاره

  • علی
  • چهارشنبه ۲۷ دی ۹۶

کمی مرابفهم

روزها می آید و می رود
و من هنوز گرفتارم
گرفتار آن مژه
وقتی که وقت نیست
ولی من هنوز گرفتارم
و هر روز تجدید قسم
چندین بار ، چندین روزلازمست
تا بتوانی مرا درک کنی...
چقدر تکرار
چقدر ...
مرا بفهم قناری
فقط کمی مرابفهم...

 

راضیه پهلوانی

 

منبع: وبگاه شعر نو

  • علی
  • چهارشنبه ۲۷ دی ۹۶

شعر عاشقانه

چنان دل بسته ام کردیکه با چشم خودم دیدمخودم میرفتم اماسایه ام با من نمی آمد!بنیامین دیلم

  • علی
  • سه شنبه ۲۶ دی ۹۶

رباعی زیبا ابوسعید ابوالخیر

جان چیست غم و درد و بلا را هدفیدل چیست درون سینه سوزی و تفیالقصه پی شکست ما بسته صفیمرگ از طرفی و زندگی از طرفی

  • علی
  • دوشنبه ۲۵ دی ۹۶

می خواه و گل افشان کن از دهر چه می‌جویی

می خواه و گل افشان کن از دهر چه می‌جویی

این گفت سحرگه گل بلبل تو چه می‌گویی

مسند به گلستان بر تا شاهد و ساقی را

لب گیری و رخ بوسی می نوشی و گل بویی

شمشاد خرامان کن و آهنگ گلستان کن

تا سرو بیاموزد از قد تو دلجویی

تا غنچه خندانت دولت به که خواهد داد

ای شاخ گل رعنا از بهر که می‌رویی

امروز که بازارت پرجوش خریدار است

دریاب و بنه گنجی از مایه نیکویی

  • علی
  • يكشنبه ۲۴ دی ۹۶
اجق وجق به معنی عجیب و غریب یا رنگ و وارنگ و بی ترکیب می باشد.
مطالب وبلاگ شامل جوک، شعر کوتاه ،داستان کوتاه، متن های عاشقانه و زیبا است.امیدواریم از بودن در این وبلاگ لذت ببرید.
دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
کانال ریزمیز telegram
Designed By Erfan template no. 54