۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «انسانیت» ثبت شده است

برای نادان نگه داشتن انسان...

نیچه

"افسردگی به انسان فرصت اندیشیدن نمیدهد.بنابراین برای نادان نگه داشتن انسان،باید اندوهگینش کرد..."

👤 فردریش نیچه

  • علی
  • سه شنبه ۸ اسفند ۹۶

درس انسانیت راننده تاکسی

چندی پیش مطلع شدیم که سفیر هند در تهران در حین پیاده روی صبحگاهی افتاده و پایش شکسته و یک راننده تاکسی ایرانی به داد وی رسیده وعلاوه بر اینکه سفیر را به بیمارستان رسانده هزینه‌های اولیه پذیرش بیمارستان را از جیب خود پرداخت کرده است.

ظاهرا سفیر هند در تهران عادت دارند هر روز حدود ساعت پنج صبح در خیابان‌های اطراف منزل خود در منطقه خوش آب و هوای زعفرانیه در شمال تهران پیاده روی کنند و طبق معمول هفته قبل که برف آمده بود بیدار شده اند و در خیابان‌ها به پیاده روی پرداخته، اما به دلیل برف لیز خورده و پایش شکسته و آسیب به حدی بوده که وی نمی‌توانسته از جای خود بلند شود.

وی همچنین ظاهرا فقط لباس ورزشی را به تن کرده بوده و تلفن همراه و یا کارت شناسایی ویا کیف پول همراه خود نداشته وبه دلیل بارش برف هیچ کس در آن ساعت در خیابان نبود...

  • علی
  • سه شنبه ۱ اسفند ۹۶

از مردم ایران می ترسم !

از مردم ایران می ترسم !

چند سال پیش که استان گیلان و شهررشت برف سنگینی بارید و شهر چند روزی دچار بحران شده بود ، از دوستی شنیدم که نان لواش هر بسته تا بیست هزارتومان فروخته شد .قبل از زلزله کرمانشاه ، قیمت کانکس حدود یک و نیم تا دو میلیون بود و پس از زلزله قیمت کانکس به حدود هفت میلیون رسید.با یک برف که شهر تهران به بحران رسیده ، قیمت کرایه تاکسی از فرودگاه امام تا شهر تهران به یک میلیون رسیده است .

اینکه مسٸولین مدیریت بحران بلد نیستند ، عجیب نیست ، چون مدیریت یک تخصص آموختنی است که این عزیزان نیاموخته اند.

  • علی
  • شنبه ۲۸ بهمن ۹۶

ایمان خود را به انسانیت از دست ندهید

"شما نباید ایمان خود  به انسانیت را از دست بدهید. بشریت مانند یک اقیانوس است؛ اگر چند قطره اقیانوس کثیف باشد، اقیانوس کثیف نمی شود."

ماهاتما گاندی

  • علی
  • دوشنبه ۲۳ بهمن ۹۶

داستان کوتاه کدام مستحق تریم؟

شب سردی بود.پیرزن بیرون میوه فروشی زل زده بود به مردمی که میوه میخریدن،شاگرد میوه فروش تند تند پاکت های میوه رو توی ماشین مشتری ها میذاشت و انعام میگرفت.

پیرزن باخودش فکر میکرد چی میشد اونم میتونست میوه بخره ببره خونه.رفت نزدیک تر،چشمش افتاد به جعبه چوبی بیرون مغازه که میوه های خراب و گندیده داخلش بود.با خودش گفت چه خوبه سالم ترهاشو ببره خونه،می تونست قسمت های خراب میوه ها رو جدا کنه وبقیه رو بده به بچه هاش

هم اسراف نمیشد هم بچه هاش شاد میشدن.برق خوشحالی توی چشماش دوید،دیگه سردش نبود

  • علی
  • پنجشنبه ۱۹ بهمن ۹۶

سخن گاندی

من در تلاشِ آن هستم که از راهِ خدمت به خلق و به بشریّت خدا را ببینم، زیرا می‌دانم که خدا نه در آسمان‌هاست و نه در اعماقِ زمین بلکه در وجود هر انسانی است.

ماهاتما گاندی

  • علی
  • يكشنبه ۸ بهمن ۹۶
اجق وجق به معنی عجیب و غریب یا رنگ و وارنگ و بی ترکیب می باشد.
مطالب وبلاگ شامل جوک، شعر کوتاه ،داستان کوتاه، متن های عاشقانه و زیبا است.امیدواریم از بودن در این وبلاگ لذت ببرید.
دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
کانال ریزمیز telegram
Designed By Erfan template no. 54