دگر از درد تنهایی، به جانم یار می‌باید   دگر تلخ است کامم، شربت دیدار می‌باید
ز جام عشق او مستم، دگر پندم مده ناصح!   نصیحت گوش کردن را دل هشیار می‌باید
مرا امید بهبودی نماندست، ای خوش آن روزی   که می‌گفتم: علاج این دل بیمار می‌باید
بهائی بارها ورزید عشق، اما جنونش را   نمی‌بایست زنجیری، ولی این بار می‌باید

شیخ بهائی

برگرفته شده از وبگاه شعر نو