۱۰۳ مطلب با موضوع «متنهای زیبا و سخن قصار بزرگان» ثبت شده است

خداوند دعاى مظلومان را مى شنود

انصاف در برابر خداوند و مردم را نسبت به خویشتن و خاندان خود و کسانى که از رعایا مورد علاقه تواند رعایت کن، زیرا اگر چنین نکنى (و انصاف را رعایت ننمایى) ستم خواهى کرد و کسى که به بندگان خدا ستم کند خداوند پیش از بندگانش دشمن او خواهد بود و کسى که خداوند دشمن او باشد عذرش را نمى پذیرد و در مقام نبرد با خداست تا زمانى که دست از ستم بردارد و توبه کند. (بدان) هیچ چیز در تغییر نعمت هاى خداوند و تعجیل انتقام و کیفر او از اصرار بر ظلم و ستم سریع تر نیست، زیرا خداوند دعاى مظلومان را (بر ضد تو) مى شنود و در کمین ستم کاران است.

🗣️امام علی (ع)

📚نهج البلاغه، نامه 53

برگرفته شده از وبگاه اهل البیت

  • علی
  • پنجشنبه ۱۰ اسفند ۹۶

برای اینکه مردم در خط نگه‌داشته شوند...

برای اینکه مردم در خط نگه‌داشته شوند، آن‌ها باید گرسنه، نیازمند، بی‌سواد، و خرافی نگه‌داشته شوند.
اگر فرزند بقال باسواد شود، او نه‌تنها به سخنرانی من انتقاد خواهد کرد، بلکه واژه‌های بدیعی را نیز بکار می‌برد که نه شما و نه من نمی‌توانیم آن را بفهمیم … چه اتفاقی می‌افتد اگر کودک علوفه‌فروش باهوش و توانا باشد و کودک من، پسر یک حاجی،تنبل و احمق باشد؟


📚حاجی آقا
✍️صادق هدایت

  • علی
  • پنجشنبه ۱۰ اسفند ۹۶

نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه...

یک روز بعد از ظهر وقتی اسمیت داشت از کار برمیگشت خانه، سر راه زن مسنی را دید که ماشینش خراب شده و ترسان توی برف ایستاده بود .اون زن برای او دست تکان داد تا متوقف شود.اسمیت پیاده شد و خودشو معرفی کرد و گفت:"من اومدم کمکتون کنم." زن گفت:"صدها ماشین از جلوی من رد شدند ولی کسی نایستاد، این واقعا لطف شماست ."

وقتی که او لاستیک رو عوض کرد و درب صندوق عقب رو بست و آماده رفتن شد, زن پرسید:" من چقدر باید بپردازم؟" و او به زن چنین گفت: " شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده ام. و روزی یکنفر هم به من کمک کرد¸همونطور که من به شما کمک کردم. اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی¸باید این کار رو بکنی. نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!"

چند مایل جلوتر زن کافه کوچکی رو دید و رفت تو تا چیزی بخوره و بعد راهشو ادامه بده ولی نتونست بی توجه از لبخند شیرین زن پیشخدمتی بگذره که می بایست هشت ماهه باردار باشه و از خستگی روی پا بند نبود. . او داستان زندگی پیشخدمت رو نمی دانست¸واحتمالا هیچ گاه هم نخواهد فهمید. وقتی که پیشخدمت رفت تا بقیه صد دلار شو بیاره ، زن از در بیرون رفته بود ، درحالیکه بر روی دستمال سفره یادداشتی رو باقی گذاشته بود. وقتی پیشخدمت نوشته زن رو می خوند اشک در چشمانش جمع شده بود.در یادداشت چنین نوشته بود:" شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده ام. و روزی یکنفر هم به من کمک کرد،همونطور که من به شما کمک کردم. اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی،باید این کار رو بکنی. نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!".

همان شب وقتی زن پیشخدمت از سرکار به خونه رفت در حالیکه به اون پول و یادداشت زن فکر میکرد به شوهرش گفت :"دوستت دارم اسمیت همه چیز داره درست میشه "

  • علی
  • پنجشنبه ۱۰ اسفند ۹۶

همسر زیبا

یکی از دوستانم با یک زن بازیگر معروف که فوق‌العاده زیبا است ازدواج کرد . اما درست زمانی که همه به خوشبختی این زن و شوهر غبطه می‌خوردند، آنها از هم جدا شدند.

طولی نکشید که دوستم دوباره ازدواج کرد. همسر دومش یک دختر عادی با چهره‌ای بسیار معمولی است.اما به نظر می‌رسد که دوستم بیشتر و عمیق‌تر از گذشته عاشق همسرش است.

عده‌ای آدم فضول در اطراف از او می‌پرسند : فکر نمی‌کنی همسر قبلی‌ات زیباتر بود؟

دوستم با قاطعیت به آنها جواب می‌دهد: نه! اصلاً! اتفاقا وقتی از چیزی عصبانی میشد و فریاد میزد، خیلی وحشی و زشت به نظرم می‌رسید اما همسر کنونی‌ام این طور نیست، به نظر من او همیشه زیبا، با سلیقه و باهوش است.

وقتی این حرف را می‌زند دوستانش می‌خندند و می‌گویند : کاملا متوجه شدیم.

زن‌ها به خاطر زیبا بودنشان دوست داشتنی نمی‌شوند، بلکه اگر دوست داشتنی باشند، زیبا به نظر می‌رسند.بچه‌ها هرگز مادرشان را زشت نمی‌دانند

سگ‌ها اصلا به صاحبان فقیرشان پارس نمی‌کنند اسکیموها هم از سرمای آلاسکا بدشان نمی‌آید اگر کسی یا جایی را دوست داشته باشید، آنها را زیبا هم خواهید یافت زیرا “حس زیبا دیدن” همان عشق است.

🌐برگرفته شده از وبگاه نمکستان

  • علی
  • چهارشنبه ۹ اسفند ۹۶

برای این مردم، هرگز خودت را تغییر مده...

"برای این مردم، هرگز خودت را تغییر مده،چون اینان هرروز تو را به یک شکل می‌خواهند:شکل تصورات غلطشان که فکر می‌کنند تنها حقیقت درست جهان است..."

🗣️هرتا مولر

📚سرزمین گوجه‌های سبز

برگرفته شده از وبگاه شهر کتاب

  • علی
  • سه شنبه ۸ اسفند ۹۶

هیچ جایی،جای نژادپرستی نیست

بنر مسجد

«ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیره‌ها و قبیله‌ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید؛ (اینها ملاک امتیاز نیست) گرامی‌ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست؛ خداوند دانا و آگاه است!»

📚(سوره مبارکه الحجرات آیه ۱۳)

خانم شهیندخت مولاوردی این مطلب امروز در حساب توئیترشون نشر دادن.

پ.ن: هیچ جایی هیچ مکانی محل نژادپرستی نباید باشه و طبق گفته قرآن ملاک برتری افراد فقط و فقط تقواست، نه رنگ پوست و نژاد و لهجه و قد و هیکل و هزار تا چیز ظاهری دیگه...

  • علی
  • سه شنبه ۸ اسفند ۹۶

افسانه فداکاری زنان

بر بالای تپه‌ای در شهر وینسبرگ آلمان ، قلعه ای قدیمی‌ و بلند وجود دارد که مشرف بر شهر است. اهالی وینسبرگ افسانه ای جالب در مورد این قلعه دارند که بازگویی آن مایه مباهات و افتخارشان است.افسانه حاکی از آن است که در قرن 15 ، لشکر دشمن این شهر را تصرف و قلعه را محاصره می‌کند.

اهالی شهر از زن و مرد گرفته تا پیر و جوان ، برای رهایی از چنگال مرگ به داخل قلعه پناه می‌برند.فرمانده دشمن به قلعه پیام می‌فرستد که قبل از حمله ویران کننده خود حاضر است به زنان و کودکان اجازه دهد تا صحیح و سالم از قلعه خارج شده و پی کار خود روند.پس از کمی‌ مذاکره ، فرمانده دشمن به خاطر رعایت آیین جوانمردی و بر اساس قول شرف ، موافقت می‌کند که هر یک از زنان در بند ، گران بها ترین دارایی خود را نیز از قلعه خارج کند به شرطی که به تنهایی قادر به حمل آن باشد.نا گفته پیداست که قیافه حیرت زده و سرشار از شگفتی فرمانده دشمن به هنگامی‌ که هر یک از زنان شوهر خود را کول گرفته و از قلعه خارج می‌شدند بسیار تماشایی بود...

🌐برگرفته شده از وبگاه نمکستان

  • علی
  • سه شنبه ۸ اسفند ۹۶

خود واقعی تان باشید...

"همیشه بین اندیشه، گفتار و کردارتان هماهنگی ایجاد کنید. همیشه در پی پالودن ذهنتان باشید و خواهید دید که همه چیز درست خواهد شد."

🗣️گاندی

برگرفته شده از وبگاه بیتوته

  • علی
  • سه شنبه ۸ اسفند ۹۶

حکایت برکت در روزی حلال

مردی ساده چوپان شخصی ثروتمندی بود و هر روز در مقابل چوپانی اش پنج درهم از او دریافت می کرد.یک روز صاحب گوسفندان به چوپانش گفت:
"می خواهم گوسفندانم را بفروشم چون می خواهم به مسافرت بروم و نیازی به نگهداری گوسفند و چوپان ندارم و می خواهم مزدت را نیز بپردازم."
پول زیادی به چوپان داد اما چوپان آن را نپذیرفت و مزد اندک خویش را که هر روز در مقابل چوپانی اش دریافت می کرد و باور داشت که مزد واقعی کارش است، ترجیح داد.
چوپان در مقابل حیرت زدگی صاحب گوسفندان، مزد اندک خویش را که پنج درهم بود دریافت کرد و به سوی خانه اش رفت.چوپان بعد از آن روز که بی کار شده بود، دنبال کار می گشت اما شغلی پیدا نکرد ولی پول اندک چوپانی اش را نگه داشت و خرج نکرد به امید اینکه روزی به کارش آید در آن روستا که چوپان زندگی می کرد. 

  • علی
  • سه شنبه ۸ اسفند ۹۶

برای نادان نگه داشتن انسان...

نیچه

"افسردگی به انسان فرصت اندیشیدن نمیدهد.بنابراین برای نادان نگه داشتن انسان،باید اندوهگینش کرد..."

👤 فردریش نیچه

  • علی
  • سه شنبه ۸ اسفند ۹۶
اجق وجق به معنی عجیب و غریب یا رنگ و وارنگ و بی ترکیب می باشد.
مطالب وبلاگ شامل جوک، شعر کوتاه ،داستان کوتاه، متن های عاشقانه و زیبا است.امیدواریم از بودن در این وبلاگ لذت ببرید.
دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
کانال ریزمیز telegram
Designed By Erfan template no. 54