سوز و گداز زندگی لذت جستجوی تو

سوز و گداز زندگی لذت جستجوی تو

راه چو مار می گزد گر نروم بسوی تو

سینه گشاده جبرئیل از بر عاشقان گذشت

تا شرری به او فتد ز آتش آرزوی تو

هم بهوای جلوه ئی پاره کنم حجاب را

هم به نگاه نارسا پرده کشم بروی تو

من بتلاش تو روم یا به تلاش خود روم

عقل و دل نظر همه گم شدگان کوی تو

از چمن تو رسته ام قطرهٔ شبنمی ببخش

خاطر غنچه وا شود کم نشود ز جوی تو

✍️اقبال لاهوری

🌐برگرفته شده از وبگاه گنجور

  • علی
  • سه شنبه ۸ اسفند ۹۶

افسانه فداکاری زنان

بر بالای تپه‌ای در شهر وینسبرگ آلمان ، قلعه ای قدیمی‌ و بلند وجود دارد که مشرف بر شهر است. اهالی وینسبرگ افسانه ای جالب در مورد این قلعه دارند که بازگویی آن مایه مباهات و افتخارشان است.افسانه حاکی از آن است که در قرن 15 ، لشکر دشمن این شهر را تصرف و قلعه را محاصره می‌کند.

اهالی شهر از زن و مرد گرفته تا پیر و جوان ، برای رهایی از چنگال مرگ به داخل قلعه پناه می‌برند.فرمانده دشمن به قلعه پیام می‌فرستد که قبل از حمله ویران کننده خود حاضر است به زنان و کودکان اجازه دهد تا صحیح و سالم از قلعه خارج شده و پی کار خود روند.پس از کمی‌ مذاکره ، فرمانده دشمن به خاطر رعایت آیین جوانمردی و بر اساس قول شرف ، موافقت می‌کند که هر یک از زنان در بند ، گران بها ترین دارایی خود را نیز از قلعه خارج کند به شرطی که به تنهایی قادر به حمل آن باشد.نا گفته پیداست که قیافه حیرت زده و سرشار از شگفتی فرمانده دشمن به هنگامی‌ که هر یک از زنان شوهر خود را کول گرفته و از قلعه خارج می‌شدند بسیار تماشایی بود...

🌐برگرفته شده از وبگاه نمکستان

  • علی
  • سه شنبه ۸ اسفند ۹۶

خود واقعی تان باشید...

"همیشه بین اندیشه، گفتار و کردارتان هماهنگی ایجاد کنید. همیشه در پی پالودن ذهنتان باشید و خواهید دید که همه چیز درست خواهد شد."

🗣️گاندی

برگرفته شده از وبگاه بیتوته

  • علی
  • سه شنبه ۸ اسفند ۹۶

حکایت برکت در روزی حلال

مردی ساده چوپان شخصی ثروتمندی بود و هر روز در مقابل چوپانی اش پنج درهم از او دریافت می کرد.یک روز صاحب گوسفندان به چوپانش گفت:
"می خواهم گوسفندانم را بفروشم چون می خواهم به مسافرت بروم و نیازی به نگهداری گوسفند و چوپان ندارم و می خواهم مزدت را نیز بپردازم."
پول زیادی به چوپان داد اما چوپان آن را نپذیرفت و مزد اندک خویش را که هر روز در مقابل چوپانی اش دریافت می کرد و باور داشت که مزد واقعی کارش است، ترجیح داد.
چوپان در مقابل حیرت زدگی صاحب گوسفندان، مزد اندک خویش را که پنج درهم بود دریافت کرد و به سوی خانه اش رفت.چوپان بعد از آن روز که بی کار شده بود، دنبال کار می گشت اما شغلی پیدا نکرد ولی پول اندک چوپانی اش را نگه داشت و خرج نکرد به امید اینکه روزی به کارش آید در آن روستا که چوپان زندگی می کرد. 

  • علی
  • سه شنبه ۸ اسفند ۹۶

برای نادان نگه داشتن انسان...

نیچه

"افسردگی به انسان فرصت اندیشیدن نمیدهد.بنابراین برای نادان نگه داشتن انسان،باید اندوهگینش کرد..."

👤 فردریش نیچه

  • علی
  • سه شنبه ۸ اسفند ۹۶

هیچ‌وقت در زندگی‌تان به‌خاطر احساس‌ترس عقب ننشینید!

ناامید

هیچ‌وقت در زندگی‌تان به‌خاطر احساس‌ترس عقب ننشینید!

اغلب ما این باور را داریم که: مرگ بدترین‌اتفاقی است که ممکن‌است برایمان رخ بدهد اما اینطور نیست. بدترین اتفاق این است که:


در عین زنده بودن از درون بمیرید!

  • علی
  • دوشنبه ۷ اسفند ۹۶

لزوم اصلاح خود قبل از اصلاح دیگران...

امیرالمومنین علیه السلام:"کسی که خودش را اصلاح نمی‌کند، چگونه دیگری را اصلاح می‌کند⁉️"


📚میزان الحکمه،ج۱۲،ص۳۳۸

پی نوشت: اول خودت دوم کسی 😉

  • علی
  • دوشنبه ۷ اسفند ۹۶

یک دمک، با خودآ، ببین چه کسی

یک دمک، با خودآ، ببین چه کسی

از که دوری و با که هم نفسی

ناز بر بلبلان بستان کن!

تو گلی، گل، نه خاری و نه خسی

تا کی ای عندلیب عالم قدس!

مایل دام و عاشق قفسی؟

تو همایی، همای، چند کنی

گاه، جغدی و گاه، خرمگسی؟

ای صبا! در دیار مهجوران

گر سر کوچهٔ بلا برسی

با بهائی بگو که با سگ نفس

تا به کی بهر هیچ در مرسی

✍️شیخ بهایی

🌐برگرفته شده از وبگاه گنجور

  • علی
  • دوشنبه ۷ اسفند ۹۶

آخرزفقر بر سر دنیا‌ زدیم پا

آخرزفقر بر سر دنیا‌ زدیم پا

خلقی‌ به جاه تکیه زد وما زدیم پا

فرقی نداشت عز‌ت وخو‌اری‌درین بساط

بیدارشد غنا به طمع تا زدیم پا

از اصل‌، دور ماند جهانی به ذوق فرع

ما هم یک آبگینه به خارا زدیم پا

عمری‌ست‌ طعمه‌خوار هجوم ندامتیم

یارب چرا چوموج به دریا زدیم پا

  • علی
  • دوشنبه ۷ اسفند ۹۶

سخن حضرت علی (ع) درباره مدارا با مردم

(اضافه بر این گاه) براى زمامدار، خاصان و صاحبان اسرار (و نزدیکان و اطرافیانى) است که خودخواه و برترى طلب اند و در داد و ستد با مردم عدالت و انصاف را رعایت نمى کنند. ریشه ستمشان را با قطع وسائل آن بر کن و هرگز به هیچ یک از اطرافیان و هواداران خود زمینى از اراضى مسلمانان را وا مگذار و نباید آنها طمع کنند که قراردادى به سود آنها منعقد سازى که موجب ضرر بر همجواران آن زمین باشد; خواه در آبیارى یا عمل مشترک دیگر. به گونه اى که هزینه هاى آن را بر دیگران تحمیل کنند و در نتیجه سودش فقط براى آنها باشد و عیب و ننگش در دنیا و آخرت نصیب تو گردد. حق را درباره آنها که صاحب حق اند رعایت کن; چه از نزدیکان تو باشد یا غیر آنها و در این باره شکیبا باش و به حساب خدا بگذار (و پاداش آن را از او بخواه) هرچند این کار موجب فشار بر خویشاوندان و یاران نزدیک تو شود، سنگینى این کار را بپذیر، زیرا سرانجامش پسندیده است و هرگاه رعایا نسبت به تو گمان بى عدالتى ببرند عذر خویش را آشکارا با آنان در میان بگذار و با بیانِ عذر خویش گمان آنها را نسبت به خود (درباره آنچه موجب بدبینى شده) اصلاح کن، زیرا این امر از یک سو موجب تربیت اخلاقى تو مى شود و از سوى دیگر ارفاق و ملاطفتى است درباره رعیت و سبب مى شود که بیانِ عذر خود، تو را به مقصودت که وادار ساختن آنها به حق است برساند.

🗣️امام علی (ع)

📚نهج البلاغه، نامه 53

🌐برگرفته شده از وبگاه اهل البیت

  • علی
  • دوشنبه ۷ اسفند ۹۶
اجق وجق به معنی عجیب و غریب یا رنگ و وارنگ و بی ترکیب می باشد.
مطالب وبلاگ شامل جوک، شعر کوتاه ،داستان کوتاه، متن های عاشقانه و زیبا است.امیدواریم از بودن در این وبلاگ لذت ببرید.
دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
کانال ریزمیز telegram
Designed By Erfan template no. 54